تبليغاتX
جایگاه همیشگی تو در قلب منه ، اگه صدف قلبم لایق مروارید وجودت باشد من وتو

من وتو

وحشت از عشق که نه ؛ ترس ما فاصله هاست؛ وحشت از غصه که نه؛ ترس ما خاتمه هاست !

جشن غدیر مبارک

باران عزیزم سلام
خوبی؟
دلم برات خیلی تنگ شده ...
می دونی فردا عید غدیره و تو سیده هستی.بارانم ازت دورم برام عیدی می فرستی؟ باران دلم برات تنگه.بارانم عید مبارککککککککککککککککککککک.امیدوارم اون سالهایی رو ببینم که تو جشم غدیر بهم عیدی می دی.بارانم می خوام بخندم هر چند نمی دونم الان چطوری
باران من نیومدم بخدا یاهو رو بستن.منو ببخش.
عزیزم بانوی بزرگوار من عیدت مبارک.عیدی منم یادت نره مهربونم.




بارانم برام دعا کنی.می دونم شایدم ازم ناراحتی،بخدا یاهو باز نمیشه.باران از همینجا تو شب غدیر می گم عیدت مبارک.باران برام دعا کن تو سیده هستی،بانو و
سرورم برام دعا کن.

روح الله 
+ نوشته شده در  شنبه چهاردهم آذر 1388ساعت 20:22  توسط روح الله و باران  | 

ما چه گناهی کردیم؟

سلام عزیزم
خوبی مهربونم؟
نمی دونم امروز چطور گذروندی
بارانم بخدا دلم تنگه برات
باران ما چه گناهی کردیم که درست وقتی لازمه یاهو قطع میشه
باران بخدا دوست دارم.
باران منو ببخش امروز نبودم
چرا یاهو قطع میشه
ولی خاطرت جمع دلم رابطش باهات قطع نمیشه.

روح الله
+ نوشته شده در  شنبه چهاردهم آذر 1388ساعت 20:5  توسط روح الله و باران  | 

دوستت دارم اونقد که می میرم برات

باران عزیزم سلام
خوبی عزیزم؟چه خبر؟
باران دلم برات تنگ شد،می دونی هر روز داری برام عزیزتر می شی.باران من دیگه من نیستم چون بی تو هیچم.هر چی هستم با تو معنا میشه.باران عزیز دلم دوست دارم خیلی.امیدوارم روز خوبی رو شروع کرده باشی عزیز،امیدوارم همه روزا برات خوش باشن،اما می دونم که خوش ترین روزمون روزای با هم بودنه روزایی که با هم باشیم.روزایی که دور نباشیم.

بارانم همیشه عزیز دلمی.

بارانم من جاودانه دوست دارم.

بارانم می دونی چیه به داشتنت افتخار می کنم.

با تو احساس می کنم خیلی خوشبختم.

 
روح الله
+ نوشته شده در  شنبه چهاردهم آذر 1388ساعت 11:37  توسط روح الله و باران  | 

تا ابد با تو خواهم ماند

بارانم سلام





بارانم همچون اول،بلکه پر شورتر دوستت دارم.با تو خواهم ماند،امیدوارم روزهای دوری هر چه زودتر پایان گیرند.عزیزم تو اون روزا هیچ وقت تنها نمی شیم.

دوستت دارم... بی اندازه.

باران تو بهترینی،بهترینم همیشه با من بمون.

روح الله
+ نوشته شده در  جمعه سیزدهم آذر 1388ساعت 18:9  توسط روح الله و باران  | 

http://i16.tinypic.com/5znqg3s.jpg


http://inlinethumb30.webshots.com/43741/2164454570105028896S600x600Q85.jpg



http://sazeshekasteh.persiangig.com/image/65.jpg


http://i2.tinypic.com/sno0lg.jp

محبوبم ...

هيچ تضميني نمي بينم كه بگويم روزي به تو خواهم رسيد

اما به راستي دلم گواهي ميدهد در ياد و خاطرم جاودانه خواهي ماند.

http://pinoq.persiangig.com/image/chalipa/razeghi.jpg

زندگی زیباست نه به زیبایی

                   عشق...

عشق تلخ است نه به تلخیی

                  جدایی...

جدای سخت است نه به سختیی

                 انتظار...

امان از این انتظار آخه تا کی

                 انتظار...؟؟؟


http://i1.tinypic.com/v4cava.jpg


دلم تنگ است اين شبها يقين دارم كه مي داني .

 

صداي غربت من را ز احساسم تو مي خواني

 

. شدم از درد و تنهايي گلي پژمرده و غمگين .

 

ببار اي ابر پاييزي كه دردم را تو مي داني .

 

ميان دوزخ عشقت پريشان و گرفتارم .

 

چرا اي مركب عشقم چنين آهسته مي رانی .

 

 تپش هاي دل خستم چه بي تاب و هراسانند .

 

 به من آخر بگو اي دل چرا امشب پريشاني .

 

 دلم درياي خون است و پر از امواج بي ساحل .

 

درون سينه ام آري تو آن  موج هراساني .

 

هماره قلب بيمارم به ياد تو شود روشن .

 

 چه فرقي مي كند اما تو كه اين را نمي دانی


http://romanceabs.persiangig.com/image/sad.jpg

امروز که دل غمگین بود غم دوری تو را می پیمود شاید امروز که باران بارید به هوای دل من می بارید


باران

+ نوشته شده در  جمعه سیزدهم آذر 1388ساعت 16:33  توسط روح الله و باران  | 

بارانم دلم تنگه برات

سلام عزیزم

خوبی مهربونم؟

بارانم منو ببخش،هر کار کردم صبح باز نشد.عزیزم دلم تنگه برات.

بارانم تو رو خدا بیا.می دونم الان سرت شلوغه،مهمون دارین ولی دلم برات تنگ شده خیلی........

بارانم بیاااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا

بارانم می خوام برام حرف بزنی.

امیدوارم بتونی بیای.

دوستت دارم عزیزم.

روح الله
+ نوشته شده در  جمعه سیزدهم آذر 1388ساعت 14:8  توسط روح الله و باران  | 

دارم از دوریت میمیرم

سلام روح الله

خوبی عزیزم؟

کجایی؟من منتظرم....

نگو که یاهو باز نمیشه نگو قطع شد...................روح الله من خیلی دلم برات تنگ شده...........

کجاییییییییییی عزیزم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

بیا دلم تنگه برات.

خداااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا


http://bamiran.persiangig.com/image/asheghetam.jpg


http://bahar-20.com/pic/albums/userpics/10001/14v1cn4.jpg

باران

+ نوشته شده در  جمعه سیزدهم آذر 1388ساعت 10:37  توسط روح الله و باران  | 

بارانم بخند تا زندگی زیبا شود

باران عزیزم سلام
شبت به خير
امیدوارم خوب باشی عزیزم
من هیچ وقت ازت ناراحت نمی شم.بارانم منم بی تو می میرم؛بي تو مي ترسم ... .بارانم دوست دارم خودت اينو خوب مي دوني.بارانم تا ابد جاودانه دوستت دارم.
عزيز من خودتو ناراحت نكن.من بي تو بودنو طاقت ندارم عزيزم.خودتو ناراحت نكن.باران غير تو رو تو قلبم راه نميدم؛مطمئن باش.... .

اي بهانه همه بهانه هايم تا ابد دوستت دارم.

روح الله
+ نوشته شده در  چهارشنبه یازدهم آذر 1388ساعت 19:20  توسط روح الله و باران  | 

من بدون تو میمیرم

سلام روح الله جونم

خوبی عزیزم

میدونم ازم ناراحتی به خدا نتم قطع شد به خدا نمیخواستم ناراحتت کنم.

عزیزم منو ببخش اصلا دیدی گفتم من لایق نیستم.تورو خدا بیا ..بیا عزیزم .بیا

من کم تحملم کم طاقتم بدون تو میمیرم. بیا بگو هنوز دوسم داری بیا بگو هنوز رندگیتم بیا تمومه زندگیم بیا..................

ببخش عزیز قصه دلم جوونی کرده       

با تو اگه یه لحظه نامهربونی کرده

چه سرنوشت خوبی وقتی خود خدا هم    

 برای خوشبختیمون پادرمیونی کرده

عزیز خوب قصه امید آرزوهام    

 وقتی که خیلی تنهام قهر نکن با چشمام

قهر نکن عشق من قهر تو آتیشمه   

من نمیخوام بسوزم وقتی دلت پیشمه

 برای داشتن تو چه راه دوری رفتم    

دلم میخواد بدونی راهو چه جوری رفتم

قهر نکن عشق من قهر تو آتیشمه       

من نمیخوام بسوزم وقتی دلت پیشمه

برای داشتن تو چه راه دوری رفتم     

دلم میخواد بدونی آه چه جوری رفتم


روح الله منو ببخش ببخش ببخش.

دوسسسسستت دارم عزیزم.

بیا بگو بخشیدی

قهر نکن با چشمام


http://alitanha.persiangig.com/image/jadid%20mahdi/chenanat%20dust%20midaram.jpg

باران


+ نوشته شده در  چهارشنبه یازدهم آذر 1388ساعت 18:7  توسط روح الله و باران  | 

یکسره در دلم نام تو را می خوانم

سلام عزیزم
خوبی؟چه خبرا؟
الان سر کلاسی،دلم برات خیلی تنگ شده... .امیدوارم روز خوبی رو شروع کرده باشی عزیزم.
یکم نوشته دیشب گفتم برات امیدوارم خوشت بیاد عزیزم:

ماه من آسمان تا تو هستی شور وصفایی دارد

این دل سرد زمانه به هر لحظه قصد جفایی دارد

مهربان،من بی تو یعنی هیچ ...

خود می دانی تا چه اندازه دوستت دارم

ماه من زینت این دلم تویی

غیر تو را راهی نیست ...

نیمه شب زیر سقف آسمان بی کسی

شمع راه من تویی

راهنمای من تویی

عشق پاک من تویی

بارانم دلم تشنه است برای قطره قطره مهربانیت

دلم تنگ است؛دوری آخر ...

هر دو افتاده غریب

دور است راه،خودم می دانم

یکسره در دلم نام تو را می خوانم

گر چه دوری ولی تا ابد ماه منی

با همه فاصله ها همسفر راه منی

دوستت دارم من ....


بارانم دوستت دارم.می دونم و امیدوارم که همیشه با هم می مونیم.یه روز برسه با هم باشیم.اون وقت دیگه هیچ چیز نمی تونه من و تو رو از هم جدا کنه؛هیچ چیز.

عزیزم دوستت دارم
                         خیلی
                               حتی از اونی که آسمون خیالمم می تونه بسازه بیشتر دوست دارم

روح الله
+ نوشته شده در  چهارشنبه یازدهم آذر 1388ساعت 10:55  توسط روح الله و باران  | 

در همه لحظه و حال با تو خواهم ماند

سلام عزيزم
كجايي؟ منتظرم
بارانم بهم گفتی حالت خوب نيست،بيا.دلم برا حرفات تنگه،بارانم بيا تا دردل كنيم.بيا بهم بگو چي شده، بارانم دوستت دارم؛يه چند كلمه مي گم دلم مي خواد اونا رو نصيحت تلقي نكني.به عنوان همدرد مي گم به عنوان يه كسي كه حرفا تو مي فهمه مي گم،باران جان مي دوني بارها بهت گفتم خودتم مي دوني كه اين دنيا آدمو خيلي اذيت مي كنه.مي بيني كه منو تو دور از هم چقدر زجر مي كشيم. باران عزيزم تو اين دنيا سخت ميشه به كسي اعتماد كرد.همه چيز هر روز به يه رنگ درمياد.خيلي ها آدمو به اين خاطر مي خوان كه ازش سو استفاده كنن،از احساس پاك يه آدم دلسوز استفاده مي كنن.تا كاري دارن دوستي و سلام وعليك شروع ميشه،تا كارشون انجام شد ميرن تا دفعه بعدي كه كار براشون پيش بياد.مي دونم از اون وقت كه با هم آشنا شديم چقدر اذيتت كردن عزيزم... .مي فهممت.
باران عزيزم بيا بهم بگو چي شده،من و تو كه جز هم كسي رو نداريم كه حرفامونو بفهمه،مرهم زخممون باشه.بارانم بيا... .مي دوني دلم تنگه برات.دوست دارم... .
بارانم خودت مي دوني چقد همو دوست داريم .

بارانم خودت مي دوني دلمون چقد تنگه .

بارانم اميدوارم لحظه هاي بي تو بودن هر چي زودتر تموم بشه.

بارانم هميشه جلو چشمامي،هميشه دلم تو رو فرياد مي زنه.

باران عزيزم منتظرم .... .

روح الله

+ نوشته شده در  سه شنبه دهم آذر 1388ساعت 13:45  توسط روح الله و باران  | 

تو اگه نبودی من چیکار میکردم؟؟!!!

سلام روح الله عزیزم

خوبی؟ چه خبر؟ الان حتما دانشگاه هستی

یه ساعت دیگه میای تا باهم حرف بزنیم اما امروز من زود اومدم.

اره فردا امتحان دارم باید بخونم اما..................

اما خیلی دلم گرفته نمیدونم چرا .....خیلی سخته بفهمی دوستات فقط وقتی بهت نیاز دارن میخوانت اره من امروز متوجه شدم کسایی که بهم محبت ظاهری میکنن و خواهش میکنن که برم پیششون تا تنها نباشن فقط وقتایی که بهم نیاز دارن اینطورین من جز اینجا که جایی رو ندارم که بخوام حرفامو توش بزنم و کسی بخونتش میدونی وقتایی که عجیب احساس تنهایی میکنم یاد تو می افتم اینکه هنوز با من هستی ارومم میکنه.....امروز جلوی دوستام اشکم در اومد یکی از بچه ها گفت چرا چشمات سرخ شد گفتم سرخ شد؟ اره یه چیزی رفته تو چشمام و از جمع اومدم بیرون و رفتم تو حیاط اره خیلی سخته....نمیدونم چرا دنیا و ادمای توش اینقد بیمرام شدن چرا.......

عزیزم نمیدونم اگه تو نبودی من باید چیکار میکردم و حرفامو به کی میگفتم.

اینکه با منی اینکه تورو دارم خیلی خوشحالم میکنه و تنها خوشبختیم همین با هم بودنمونه.

میدونم کلمه به کلمه حرفامو درک میکنی ....ازت ممنونم.و خدارو هزار مرتبه به خاطر داشتنت شکر میکنم.

کی میشه فاصله ها رو برداریم ای کاش از هم دور نبودیم من اینور دنیا تو یه جای دیگه من کجا تو کجا اما دلامون همیشه پیش همه اینو مطمئنم.

هرکسی این نوشته هارو میخونه واسمون دعا کنه دعا کنه که دوری و جدایی تموم شه و فاصله نباشه.

واسمون دعا کنین. ما بدون هم نمیتونیم زندگی کنیم.

باران

+ نوشته شده در  سه شنبه دهم آذر 1388ساعت 12:8  توسط روح الله و باران  | 

لحظه های با تو بودن بهترین خاطره هاست

سلام عزیزم
خوبي؟
اميدوارم لحظه هاي خوبي پيش رو داشته باشي.امروز با هم حرف زديم ولي اينقد خوبي كه بازم دلم برات تنگه ... .

دلم تنگ است برايت

شده ام محو صدايت

مهربان با من بمان

بگذار ما هميشه "ما" بمانيم

تا ابد سرود دوستي با هم بخوانيم

دلم تنگ است برايت

آنقدر كه بهانه مي گيرد به هر لحظه و حال

آرزويش پر پروازيست ....

تا بيايد بنشيند بر بام دلت

خانه اش آنجاست

دوستت دارد

دلم تنگ است برايت

براي حرف حرف حرفهايت ...

براي لحظه لحظه با تو بودن


دوستت دارم بي نهايت
بارانم اميدوارم خوب باشي.عزيزم دوستت دارم.غير تو رو تو دلم راهي نيست.تا هميشه با تو خواهم ماند.
راحت بخواب عزيزم؛خواباي خوب ببيني.دوستت دارم.شبت بخير بهترينم.

روح الله

+ نوشته شده در  دوشنبه نهم آذر 1388ساعت 19:39  توسط روح الله و باران  | 

بارانم عاشقانه با تو خواهم ماند

سلام عزيز دلم
خوبي؟

امروز عصر باهم حرف زديم ولي الان دلم برا شنيدن حرفات يه ذره شده.عزيزم دوستت خيلي دوست دارم الان هم با خونواده رفتي بيرون؛اميدوارم بهتون خوش بگذره.
بذار چند خط ديشب برات گفتم اول بنويسم:

اي تو مانده در خاطر همه خاطره هايم بي نهايت دوستت دارم

اي ماه تمام آسمان زندگي صاف و ساده دوستت دارم

اي تو بارانم هميشه با تو خواهم ماند

ياورم باش اي ستون ذره ذره شعرهاي من

من و تو اميد تمام اميدهاي همدگر هستيم

شمع لرزاني به عشق هم شعله ور هستيم

من به اميد تو زنده؛تو به اميد من

اي فداي تو به هر لحظه اين جان و تنم

عزيزم اميدوارم بهت خوش بگذره.شب خوبي داشته باشي عزيزم.دوستت دارم.

روح الله

+ نوشته شده در  یکشنبه هشتم آذر 1388ساعت 19:40  توسط روح الله و باران  | 

روح الله من دلم برات تنگ شده

سلام عزیزم

خوبی؟

الان تو کلاس نشستی وقتی برگشتی بخون.

دلم خیلی تنگ شده..........خیلی.................دارم از دوریت میمیرم...................

امروز از صبح که بیدار شدم بغض راه گلومو بسته بود مثه بچه ها بغض کردم دلم میخواد گریه کنم اخه دلم عجیب تنگه واسه تو واسه حرفات.

http://i14.tinypic.com/2qlbtwo.jpg

دلممممممممممممممممممم خییییییییییییلی تنگ شده خییییییییییییلی....


امیدوارم هرجا هستی سالم و شاد و موفق باشی عیبی نداره دلتنگی رو تحمل میکنم.


وقتی دلم برات تنگ میشه ٬گریم می گیره به آینه نگاه می کنم .توی چشمای خیسم تو رو می بینم که داری بهم لبخند می زنی

همین نگاهته که که نمی زاره حضور مهربونت رو فراموش کنم

حالا دلم برایت تنگ شده

دلتنگیم دروغ نیست....!!!  .....

اشکام بی بهونه نیست

لحظه هام بازم بهونتو می گیرند

آنقدر صبر کردم که دیگه انتظار رو از رو بردم

دوست دارم اشکهایی رو که برای تواند

نگاهی رو که عاشق توست

تمام لحظه هایی رو که منتظر تواند دوست دارم

زودتر بیا

آخه اینجا یه قلبی به شوق دوباره دیدن تو زندگی می کنه

دوستت دارم تا ابد

...

میدونی!

http://hamid-s.persiangig.com/image/Sub%20Image/Faje-e.jpg


دوباره دل هواي با تو بودن کرده....

نگو اين دل دوري عشقت و باور کرده...

دل من خسته از اين دست به دعاها بردن

همه آرزوهام با رفتن تو مردن....

 

حالا من يه آرزو دارم تو سينه...

که دوباره چشم من تو رو ببينه...

حالا من يه آرزو دارم تو سينه...

که دوباره چشم من تو رو ببينه...

واسه پيدا کردنت تن به دل صحرا مي دم...

آخه تو رنگ چشات هيبت دنيا رو ديدم...

 


توي هفتا آسمون تو تک ستاره مني....

بخدا...ناز دو چشمات و به دنيا نمي دم....

 

حالا من يه آرزو دارم تو سينه...

که دوباره چشم من تو رو ببينه...

http://i30.tinypic.com/1zg9gg6.jpg

باران


+ نوشته شده در  یکشنبه هشتم آذر 1388ساعت 10:34  توسط روح الله و باران  | 

پیشم بمون تا زندگی قشنگ باشه

عزیزم سلام

خوبی؟ عصرت بخیر،عیدت مبارک.
بارانم دوستت دارم، می دونی دیروز خیلی ترسیدم بری از پیشم،برا همین جریان تصادفو بهت گفتم.می دونی امروز بهترین عیدی زندگیمو ازت گرفتم؛شعر نابی که گفته بودی.ممنونم ازت.بدون تعارف عالی بود. اون اندازه که من از شعر خبر دارم،عالی بود شعرت،عالی بود احساست،عزیزم بهت افتخار می کنم. به خاطر توجهت بهم ممنون.امروز نمازو دانشگاه نبودم.راستشو بخوای نماز عیدو زودتر خوندم.رفتم برا کلاس تقویتی که به صورت خیریه برگزار می کنیم.

مهربونم دوستت دارم،این شعرک تقدیم تو:

مهربان نازنینم عید مبارک بادت

لحظه لحظه آرزویم دیدن خنده شادت

گر چه دوری از برم،یکسره در یاد منی

با همه دوری ما همیشه همراه منی

ای عزیز دل من خنده ات آغاز زنده بودنم

یاد تو هست همه جا،همیشه در جان و تنم

مهربان باران من تا تو هستی،زندگی زیباست

گل قشنگ،آسمان آبی،روز پر معنا،شبم روشن،ماه خندان ...

با تو زندگی زیبا ...

عشق پر معنا ...

دوستی سبز ...

عزیزم؛ماه بارانم صادقانه تا همیشه جاودانه دوستت دارم ...

عزیزم دوباره عیدت مبارک.به خاطر گفتن اون صحنه بهت دوباره عذر می خوام.نمی خواستم ناراحتت کنم ولی نتونستم خودمو نگه دارم.مهربونم امروز با هم حرف نزدیم ولی دلم می گه خوبی،منم خوبم چون عزیزم خوبه.راستی،من الان خوب خوبم،پس جای هیچ نگرانی نیست.امشب راحت بخواب عزیزم.
همیشه هستم چون بی تو طاقت نمیارم.

روح الله

+ نوشته شده در  شنبه هفتم آذر 1388ساعت 16:8  توسط روح الله و باران  | 

از تو نمیشه دل کند

سلام عزیزم.

خوبی؟

صبحت به خیر. روز خوبی رو شروع کرده باشی.

عزیزم عیدت مبارک امیدوارم همه ی روزات عید و شادی باشه.

میدونی چیه دیروز تصمیم گرفته بودم از پیشت برم دیروز خیلی باهم حرف زدیم اره اخرشم من گفتم میخوام برم واسه همیشه وقتی میگفتی نرو انگار تو دلم آتیش روشن کردن خیلی سخته گاهی مجبور شی رو احساست غلبه کنی اما اون لحظه که گفتی ماشین بهت زده تو یه ثانیه انگار تمومه دنیا یکجا رو سرم خراب شد روح داشت از بدنم جدا میشد گفتی پاهات زخمی شد نمیدونی اون لحظه چی کشیدم اینکه میخواستم برمو فراموش کردم نفسم بالا نمی اومد دستام می لرزید ........خیلی گریه کردم برات. گفتی اون لحظه اسم منو صدا کردی ای کاش پیشت بودم...ای کاش...................اما خوشحالم که الان سالمی. تو رو خدا مراقب خودت باش خواهش میکنم.


دیشب خیلی فکر کردم که ببینم میتونم بدون تو باشم یا نه یه چندتا بیت گفتم .....برای اولین بار که شعر میگم:

بی تو حتی روز روشن

مثه شب تار و سیاهه

بی تو زندگی محاله

دلم از دوریت می ناله

بی تو ابر، سیلی نداره

کبوتر واسه پریدن دیگه هیچ میلی نداره

بی تو حتی آبی آسمونم بی رنگ میشه

گل یاس خونمون دلش واسه تو تنگ میشه

با تو دنیام بهشته

بی تو زندگی چه زشته

بی تو حتی نفس کشیدن

بی تو آسمونو دیدن

دیگه هیچ شوقی نداره

رفتنم واسه رسیدن

نمیدونم چرا وقتی نیستی بی قرارم

وقتی دلگیر باشی از من ، من دیگه آروم ندارم

میبینی حتی تو شعرام

نمیتونم از تو نگم

آخه تو معنی شعری

تو همه داروندارم

همیشه پیشم بمون تا

بتونم زنده بمونم

اگه تو پیشم نباشی

میمیرم اینو میدونم


خوشت اومد؟

ببخش دیگه اولی بود

ببین الان تلویزیون داره نماز عیدو از دانشگاه تهران نشون میده زنده هم هست کجایی پس هرچی میگردم پیدات نمیکنم.

میدونی چیه وقتی هستی حس میکنم زندگی قشنگه خیلی قشنگ.

همیشه باش تا بتونم زندگی کنم.

برا به هم رسیدن دعا کن.

باران


+ نوشته شده در  شنبه هفتم آذر 1388ساعت 8:29  توسط روح الله و باران  | 

تا ابد در دل من می مانی

سلام عزیزم
دلم برات خیلی تنگ شده،امروزم که نشد حرف بزنیم.مهربونم شرمنده،درست وسط حرفات قطع شدم. زود اومدم ولی نبودی.عزیزم دلم برات خیلی تنگه،خیلی.نمی دونم چی بگم.خیلی حرف برات دارم.امشبم که نیستی ولی امیدوارم فردا بیای.خیلی دلم برات تنگه،خیلی.می خوام مثل همیشه برات حرفایی رو بگم که به هیچ کس نمی تونم بزنم.دلم می خواد برام حرف بزنی تا آرووم بشم.عزیزم دوستت دارم،اون اندازه که خودم نمی تونم وصفش کنم.عزیزم دو روزه نمی تونم باهات درست و حسابی حرف بزنم.اگه تونستی فردا بیا.تا ابد دوستت دارم.

روح الله

+ نوشته شده در  پنجشنبه پنجم آذر 1388ساعت 16:37  توسط روح الله و باران  | 

دلم برات تنگ شده

سلام

خوبی؟ چه خبر؟ چیکار میکنی؟ روزارو چطوری میگذرونی؟ با کی حرف میزنی؟

دلم برات خیییییییلی تنگ شده. دلم میخواد باهات حرف بزنم درد دل کنم..................

دارم از دوریت میمیرم

تا کنار من نسوزی

از دلم نمیری عمرم

خنده هامی که هنوزی

تورو محض خیره هامون

که نفس نفس خدا شد

از همون لحظه که رفتی

روحم از تنم جدا شد.



کجایی؟ باهات حرف دارم.

دلم برات عجیب تنگ شده.........

به دیدارم بیا هر شب .....

 

به دیدارم بیا هر شب ، در این تنهایی ِ تنها و تاریک ِ خدا مانند


دلم تنگ است .


بیا ای روشن ، ای روشن تر از لبخند


شبم را روز کن در زیر سرپوش سیاهیها


دلم تنگ است.


بیا بنگر، چه غمگین و غریبانه


در این ایوان سرپوشیده ، وین تالاب مالامال


دلی خوش کرده ام با این پرستوها و ماهیها

 
                                بیا امشب که بس تاریک و تنهایم


بیا ای روشنی ، اما بپوشان روی


که می ترسم ترا خورشید پندارند


و می ترسم همه از خواب برخیزند


و می ترسم همه از خواب برخیزند


و می ترسم که چشم از خواب بردارند


نمی خواهم ببیند هیچ کس ما را


نمی خواهم بداند هیچ کس ما را


و نیلوفر که سر بر می کشد از آب


پرستوها که با پرواز و با آواز


و ماهیها که با آن رقص غوغایی


نمی خواهم بفهمانند بیدارند.


بیا ای مهربان با من !


بیا ای یاد مهتابی !

دوستت دارم


باران

+ نوشته شده در  پنجشنبه پنجم آذر 1388ساعت 15:2  توسط روح الله و باران  | 

مهربونی آسمانی

سلام عزیزم.روزت بخیر.
الان با هم حرف زدیم.و من هر لحظه که فکر می کنم بیشتر دوست دارمت.می دونی وقتی شاهد مهربونیهات هستم،بیشتر دوستت دارم.وقتی می بینم اینقدر به فکر دوستات هستی به خودم به خاطر بودنت افتخار می کنم.آره حرفایی رو که گفتی قبول دارم.می دونی آدما این روزا خیلی فراموشکار شدن،خدا رو فراموش کردن،غافل از این که هر چی دارن لطف خداست.وقتی غیر خدا اومد خدا از یاد میره.تو رو دوست دارم زیاد،به این خاطر که از وقتی شناختمت منو به خدا نزدیکتر کردی.امیدوارم موفق باشی.

بازم می گم:ای بهانه همه بهانه هایم دوستت دارم.

روح الله
+ نوشته شده در  چهارشنبه چهارم آذر 1388ساعت 15:8  توسط روح الله و باران  | 

عزیزترینم دوستت دارم

سلام عزیزم؟همین الان با هم حرف زدیم خيلي خوشحالم از اين كه خوشحالي.خوشحالم از اين كه مي خندي.خوشحالم از اين كه باهام هستي.دوستت دارم عزيزم.تو رو دوست دارم به اين خاطر كه ماه مني. عزيزم خيلي خوشحالم؛خيلي. اون اندازه كه دوست دارم به خودم به خاطر داشتنت افتخار كنم.مهربونم مي دونم امشب راحت مي خوابي؛خودت بهم گفتي؛پس منم راحت مي خوابم.اميدوارم خواباي خوب ببيني.شبت بخير.
اين شعر تقديمت :

تويي بهانه همه بهانه هاي دلم

تويي نفسم براي ادامه راه

تويي بهانه ماندن

تويي همه كس در اين جهان تنهايي

تويي وصف تمامي شعرهاي نگفته و گفته ي من

تويي عزيز دلم

عزيزمن تويي جاي گرفته در خانه دلم

منم من آن جان سپرده به ره تو

منم من آن اشكريزان در فراق دوري تو

منم من من آن اميدوار لحظه هاي خوش تو

عزيزم صاف وساده دوستت دارم.

روح الله

+ نوشته شده در  سه شنبه سوم آذر 1388ساعت 20:28  توسط روح الله و باران  | 

دوستت دارم من فراموشم مکن

عزیزم سلام
حالت خوبه؟ نگرانتم ولی امیدوارم خوب باشی.دلم برات خیلی تنگ شده،مي دوني امروز اومدم دانشگاه ولي اصلا حال نداشتم برم كلاس،سختم بود وقتي نمي دونم چيكار مي كني،خوبي،ولي رفتم. عزيزم الان نمي دونم چيكار مي كني،ولي اميدوارم خوب باشي.مي دونم من و تو الان خوب نيستيم، خوب به اين معني كه ... مي بيني نمي فهمم چي ميگم.دلم برات تنگه زياد،خودت مي دوني چرا.
عزيزم دوستت دارم.حيف كه احساس از اين نوشته ها خوب منتقل نميشه اگر نه از كلمه كلمه اش فريادمو حس مي كني كه با تمام وجودم دوستت دارم.
هميشه دلم برات تنگ بود ،ولي امروز بيشتر .... .
عزيزم كجايي؟ خوبي؟ سلامتي؟ چيكار مي كني؟چه خبر؟ .......................... و خيلي سوالاي ديگه كه تو دلم موندن تا بياي ... آخه دلت گنجينه حرفام بود........سنگ صبورمي........ بيا عزيزم........... روح الله دلش برات خيلي تنگه ........ .عزيزم براداشتنت حاضرم اندازه تمام ابراي دنيا ببارم .......... عزيزم كجايي  نكنه الان يه گوشه نشسته باشي؟نكنه چشمات قرمز باشن؟نكنه .............
بارانم كجايي ............................ روح الله چشم براهه ........
از انتظار لبريزم
لحظه ها را يكي يكي مي شمارم
شايد اين لحظه،لحظه آمدنت باشد
شايد تو هم جايي مشغول كاري هستي
خاطرت جمع من پشت در منتظرم
دلم تنگ است بيشتر از هميشه
نمي دانم چه بگويم
ولي اين را مي دانم كه ذره ذره وجودم فريادت مي زند
منتظرم .........
كي شود آن لحظه كه به تو سلام گويم
آن لحظه دوباره زنده مي شوم
"سلامم را تو پاسخ گوي در بگشاي"

روح الله
+ نوشته شده در  دوشنبه دوم آذر 1388ساعت 15:25  توسط روح الله و باران  | 

انتظار

عزیزم سلام
لحظه های انتظارت سخت ترین لحظه هاست ... معلقم ولی امیدوار...شاید...
عزیزم انتظار اگر برای تو باشد شیرین است و تحملش خواهم کرد.عزیزم درسته ازت دورم ولی درکت می کنم.اینو باور کن.می دونی برام خیلی سخته که بفهمم اذیت می شی.گریه ها تو غمتو همیشه فهمیدم عزیزم حست می کنم.اینجا نیستی که ببینی منو.باشه برات می گم:بعد از خدا فقط تو رو دارم.آرزوم اینه که سلامت وموفق باشی.نمی دونم چطوری باید بگم دوستت دارم.
من از وقتی که شناختمت هر روز بیشتر از قبل دوستت دارم.خودتم اینو شاید حس کرده باشی.همیشه خواستم نشون بدک که دوستت دارم.
عزیزم شاید باور نکنی ولی چشمای سرخت دلمو می سوزونه.می دونی دلم می خواد باهام راحت باشی.حرفای دلتو برام بزن همونطور که همیشه می گفتی.
عزیزم همیشه یه راهی هست.می دونی یه خدا داریم که اون بالاست حرفامونو می شنوه.بهش تکیه کن.هیچ وقت پشتتو خالی نمی کنه.اون همه رو دوست داره.هر چی باشه همه بنده اونن استثنا هم نداره.اونم کسی مثل تو که خدا خیلی دوستش داره.من می شناسمت.پس از خودش کمک بگیر.اون جاهایی که خیال می کنی تنهایی اون کنارت حاضره.منم اشکای نیمه شبمو به خودش تقدیم می کنم چون می گن اون اشکو خوب خریداره؛اشكو مي دم خواسته هامو مي خوام.
عزيز من اگه امشب اومدي و اينو خوندي خواهش مي كنم امشب راحت بخواب.روح الله حس كنه صبح چشمات از شدت گريه پف كرده خيلي سخته براش.اگه دوسش داري راحت بخواب.

اي اميد روز وشب تو را دوستت دارم
تو بهانه بودن تو را دوستت دارم
اي كه به هر سيل غم تكيه گاهم هستي تو را دوستت دارم
اي تو ماه روشن جاودانه تو را دوستت دارم
اي از من دور و به من نزديكتر از من تو را دوستت دارم
اي همنشين و وصف شعرهاي نيمه شب تو را دوستت دارم
اي تو گنجينه رازهاي نهفته در دلم تو را دوستت دارم
اي تو ارمغان آور نسيم سبز بهاري تو را دوستت دارم
اي تو گرماي وجودم در اين سرد سرما تو را دوستت دارم
اي تو بزرگتر از هر چه در ذهن آيد تو را دوستت دارم

عزيزم دوستت دارم.

روح الله

+ نوشته شده در  یکشنبه یکم آذر 1388ساعت 19:18  توسط روح الله و باران  | 

منو ببخش

عزیزم شرمنده هستم،خیلی منو ببخش ....... نمی دونم چی شده عزیزم ولی درکت می کنم. شاید باورم نکنی.الان گفتی می ری رو تخت فکر می کنی.گفتی حال نداری وایستی.نگرانتم.منم امروز حال کلاس رفتنو ندارم.عزیزم بهم خبر بده خوبی.
بهم بگو از پیشم نمیری.بهم بگو تنهام نمی ذاری.بهم بگو ....................

عزیزم دوووسسسسسسسسسسسسسسسسسستت دارم،می دونم دوسم داری ....
بهم بگو چطور صداقتمو اثبات کنم.
منو ببخش...........................
                                         تو بزرگی ...............
                                                                     ببخش ............
                                                                                           شرمنده.....
                                                                                                           دوستت دارم

روح الله
+ نوشته شده در  یکشنبه یکم آذر 1388ساعت 16:20  توسط روح الله و باران  | 

من خیلی بدم

خدایا من خیلی بدم اصلا لیاقت ندارم.

از خودم خسته شدممممممممممممممممممممم. خدایا منو از رو زمین بردار تا بقیه ازم راحت شن.

روح الله منو ببخشششششش نمیدونم چم شده ........من خیلی بدم لیاقت احساس پاک و قشنگتو ندارم.

هیچوقت خودمو نمیبخشم.

اخه چرا اذیتت کردم. چرا میگم باید برم.

دارم میمیرم.

چرت و پرت گفتم ای خدااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا

تو همه چیمو درک میکنی.

خاکبرسرم که حس کردم نمیفهمی.


غلط کردم. ....................گریه نکن..............

من هنوز دوسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسستت دارم......


باران

+ نوشته شده در  یکشنبه یکم آذر 1388ساعت 15:36  توسط روح الله و باران  | 

من نمی فهمم

نمی دونم داری چی میگی،نمی فهمم،نفهم شدم؛گیجم،شاید دیوونه شدم،شاید خواب می بینم.نمیدونم .
ولی امیدوارم؛همین.حالم اصلا خوب نیست.دارم خفه می شم.

روح الله

+ نوشته شده در  یکشنبه یکم آذر 1388ساعت 15:8  توسط روح الله و باران  | 

شاید از پیشت برم

نمیدونم میترسم با احساست بازی کرده باشم.

میترسم .

نمیدونم شاید از پیشت برم.

 منو ببخش بی وفا نیستم دوستت دارم
+ نوشته شده در  یکشنبه یکم آذر 1388ساعت 14:17  توسط روح الله و باران  | 

چشمای همیشه خیسم

سلام

امیدوارم خوب باشی.

بغض گلوم داره میشکنه هم مینویسم هم میبارم. خوبی؟

روح الله میخوام ازت چندتا سوال بپرسم

چرا چشمام همیشه خیسه؟

چرا یاد خودم می افتم بغض راه گلومو میبنده؟

چرا نمیتونم تصمیم بگیرم؟

چرا دو دلم؟

از خدا بپرس چرا تو برزخم......؟؟؟؟؟


اره تو خوب درکم میکنی میفهمی حرفامو حس میکنی گریه هامو اما.....................میدونم که نمیدونی تو دلم چی میگذره نه تنها تو هیچکس نمیدونه شاید خدا هم ازم خسته شده ولی درخت سبز امیدم بهم میگه هنوز خدا هست هنوز رهام نکرده.........

تو چی میفهمی از تردید ؟ تو چی میدونی از آشوب دل ؟ تو چه میدونی وقتی شب صدای هق هقت بلند میشه پتو رو میذاری جلوی دهنت تا کسی نفهمه داری گریه میکنی؟ تو چی مفهمی از بغض ؟ تو از ترس چی میدونی؟ اصلا چه میدونی سر دوراهی موندنو گریه های نیمه شب یعنی چی؟ تو چطوری حس میکنی بغض گیر کرده ی گلومو ؟ تو چه میدونی وقتی صبح بیدار میشی چشمات از گریه های دیشب پف کرده باز نمیشه یعنی چی؟

تو چه میفهمی از درد کهنه ی دل.......

تو چی میفهمی سر دوراهی موندن یعنی چی؟ تو چه میفهمی خستگی از زندگی یعنی چی؟

فکر رفتنو موندن دیوونم میکنه ازت میخوام بین دعاهات منم دعا کنی دعا کن تردید از زندگیم بره دعا کن بر تنهاییم غلبه کنم.

دعا کن!!!!!!!


باران


+ نوشته شده در  یکشنبه یکم آذر 1388ساعت 13:40  توسط روح الله و باران  | 

صاف و ساده از صمیم قلب دوستت دارم

عزیزم سلام
خوبی؟ امیدوارم تا اینجا روز خوبی رو سپری کرده باشی.اینجا جات خالیه،ديشب بارون مي اومد،خوابم نگرفت.اومدم زير بارون قدم زدم.اونجا جات خيلي خالي بود.دلمم برات تنگ بود.يه سري چيز گفتم تقديمت مي كنم:

نيمه شب است،ساعت يك،قطره قطره آسمان مي بارد

ديدم از خواب خبري نيست،گفتم بنويسم قدري،شايد اين دل آرام شود

لحظه هاي قبل خود را ذره ذره مي شكافم

مشكل كار كجاست؟ هر كجايي كه در آن لحظه اي كمتر از آن ياد تو رفت ز دل؛

ياد تو رفت ز دل؟

به خدا نه،هرگز نرود

تا تو هستي ....

ذره ذره لحظاتم ماه باران است

بگذار قدري خود آزمايي بكنم

بهترين جزء وجود خود را موشكافي بكنم

دل خود را ...

دل خود را مي شكافم،فريادي از پاره پاره اش بلند است:ماه، باران...

فرياد وجودم نيز اين است

ماه من ،باران من دوستت مي دارم

ماه من گر نباشي با تيرگي زندگي چيست؟

تار و تيره ظلمات است

تيره بودن يا نبودن،فرقي ندارد

گر كه باراني و مي دانم كه هستي

بي تو تشنه،كاسه در دست

مهرباني،مي دانم تشنه تنهايم نذاري

ماه بارانم دوستت دارم

بارشت را،چهره پر نور اميد بخشت را دوست دارم

يادم مي آيد ماه بارانم نگران بود

آري دوست داشتن را پايمردي لازم است

مرد مرد،سر تا پا جوانمرد

مرد راه،

مرد راهم من؟

آري سعي خود كردم

دوست داشتن را ضمانت لازم است

ضمانت چيست؟

مي گويم من ...

دوري بد ترين درد است،

ضمانت ..........

مي داني قطره قطره اشكهايم تقديمت،

اشك،هديه دل،صاف وساده ... عصاره وجود

گر چه دوري و نمي بيني... ولي،مي فهمي من چه مي گويم

با تمام وجود از صميم قلب دوستت دارم .


روح الله

+ نوشته شده در  یکشنبه یکم آذر 1388ساعت 10:46  توسط روح الله و باران  | 

آرام جانم

سلام به تو که همیشه آرومم میکنی

خوبی؟مگه میشه باهم باشیمو خوب نباشیم......

امروز واقعا آشفته بودم تو برزخ گیر کرده بودم دو دلی بدجور عذابم میداد اما تو با حرفات بهم آرامش دادی و بازهم به خودم یادآوری کردم که هنوزم دوسم داری.

نمیدونم چرا اینکه تو نباشی دیوونم میکنه .حس میکنم تو این دنیا دیگه کسی نیس که به حرفای دل منم گوش بده اگر تو نباشی میخوام دنیا نباشه با بودنت همه چی خوب پیش میره پس همیشه باش.

نمیدونم چجوری شد که من وتو شدیم دوتا نیمه ی گم شده نمیدونم چطور شد که شدیم دنیای همدیگه نمیدونم چطور شد که توی بیراهه ها دلامون بهم راه پیدا کرد .........همه ی اینا لطف خدا بود . خدارو شکر میکنم که صداقتو تو وجودمون گذاشت تا بتونیم همدیگرو دوست داشته باشیم.

امیدوارم همیشه پیش هم بمونیم تا هیچ کدوممون در نبود اون یکی بیتاب و بیقرار نشه.

مراقب خودت باش چون یه گوشه ی دنیا کسی هست که تو دنیاشی.


باران


+ نوشته شده در  شنبه سی ام آبان 1388ساعت 19:18  توسط روح الله و باران  |